۲۳ آبان ۹۳ ، ۰۹:۰۳
فقط مرا در آغوش بگیرد بعد همانجا بمیرم . . .

باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد
آنقدر که اگر یکی از این شب ها به آغوش نیاز داشتم . . .
آغوشش را برای من و یک دنیا خستگی ام بگشاید
هیچ نگوید . . . هیچ نپرسد
فقط مرا در آغوش بگیرد بعد همانجا بمیرم . . .
تا نبینم روز های آینده را . . .
روزهایی که دروغ میگویند . . .
روزهایی که دیگر دوستم نخواهد داشت . . .
روزهایی که دیگر مرا در آغوش نخواهد گرفت . . .
۹۳/۰۸/۲۳