یه روزی تو خیابون داریم راه می رویم
دستِ تو توی دستم
دخترمون تو بغلم . . .
اونایی هم که ما رو می بینن میگن : اینا بالاخره ازدواج کردن . . .
فکرش رو بکن . . .