
تو را گم کردم
در کوره راهی که
پر بود از وسوسهی رفتن .
و من رفتم و رفتم
و تو را جا گذاشتم
کنار شب بوهای کنار جاده .
هنوز هم وقتی شب میشود ،
وقتی شب بو ها راه پیمایی شبانه شان را شروع میکنند
یاد تو ،
بوی تو ،
مرا به لحظهی رفتنم میبرد .
کاش پای رفتنم می لنگید . . .