
خدا . . . آنقدر زمین خورده ام که رنگ آسمانت را هم فراموش کرده ام بوی خاک میدهند تمام آرزوهایم.
میگویند غصه هایت را با "قاف" بنویس که باور کنی قصه اند ، خدایا . . . ! مات و مبهوت نگاهت میکنم . . .! طلبکار هم نیستم بدهکارم آن هم خیلی ولی فقط مشتاق اینم که بدونم ته قصه چه میکنی با من . . . ؟